Friday، September 19، 2008

پنداراشتباه

اعتراف ميكنم كه من مقصر بودم وزود عصباني شدم ولي اين پنداركه روانشناسان نبايستي عصباني نشوند ،پنداري اشتباست. روان شناسان هم مثل بقيه آدما بعضي مواقع عصباني ميشوند ،دادميزنند فريادميكشند و....ولي من كه اول راهم وحسابم جداست اما حال ميگويم كه زودعصباني شدم وبراي بالابردن آستانه تحمل خودبايستي رياضت بكشم.

Friday، September 12، 2008

كنكور

امروزیا فردانتیجه کنکور اعلام میشود .روی سخن این نوشتارباکسانی است که درکنکور شرکت کردند .فردایاقبول میشوندویانه .امیدوارم به مرادخود برسید ولی این رابپذیرید که که خوب زندگی کردن وخوشبخت بودن حتما" درگروقبولی وورود به دانشگاه نیست ،اگر اولین سالی است که کنکور میدهید وقبول نشدید میتوانید یکسال دیگر راصرف درس خواندن کنید واگر دومین سالی است که کنکور میدهید وقبول نشدید بیشتر از این وقت خودراهدر ندهید وراههای دیگری رابرای زندگی کردن انتخاب کنید .تاسف خوردن ،گریه کردن ،غمگینی ،پرخاشگری ،عصبانیت و... هیچ تغییری درنتیجه کنکور به وجود نخواهد آورد ،سعی کنید درروند زندگی موضوعاتی راکه برخلاف میل ماست بپذیریم

Thursday، August 7، 2008

تخیل

تا حالابا خود فکر کردین چراما ازدیدن فیلمهای پلیسی وتخیلی لذت میبریم . شاید شماها پاسخهای متفاوتی برای این سوال داشته باشین .اما آنچه که شما فکر میکنین بنوعی میشه گفت درسته .اما ازلحاظ روان شناسی دراین باره تحقیقاتی صورت گرفته که بصورت خلاصه عرض میکنم .تحقیقات اثبات کرده چون فیلمهای پلیسی نقش تخلیه هیجانی دارن به همین خاطر ماازدیدن اونها لذت میبریم .بدین معنا که چون تنشهای روزمره زندگی تمام ناشدنی است مابا دیدن این فیلمها بصورت ناخوداگاه خودرابجای قهرمان فیلم میگذاریم وچون قهرمان فیلم برمشکلات پیروزمیشه ماهم احساس پیروزی میکنیم وازدیدن این فیلمها لذت میبریم .لازمه عرض کنم که رسانه های گروهی مانند روزنامه وهفته نامه ها که متاسفانه درایران به نشریا ت زرد معروفن با تشریح دزدی ها ، آدم کشی ها ، داستانهای عاشقانه ، زندگی نامه هنرپیشه ها باعث میشن که عقده های درسینه مانده مردم رامطرح ونوعی آرامش روانی به فرد خواننده ببخشه .وبه همین خاطر ماعلاقه مند به این نوع فیلمها ونشریات هستیم .راستی شما علاقه مند به تماشای این نوع فیلمها ونشریات هستین ؟؟؟

Friday، July 25، 2008

عصبانست

وقتی رگ گردنت بیرون میزنه، تودیگه نمی تونی آروم حرف بزنی حتما" باید نعره ای بکشی تا این طوفان رااز درونت بیرون بریزی وباید دشنام بدی ،اطرافیان راباید تحقیر کنی ، تو باید یکی رابزنی تادردی که در تنت پیچیده کمی آروم بگیره .دراین موقع اصلا" به فکر تنفس عمیق نباش ، آب به صورتت نزن ، پیاده روی نکن ، محل راترک نکن فقط یک جا بایست ونعره بزن وهرچه که دم دستت به دیوار بکوب اون موقع تو موفق ترین انسان شکست خورده ای راستی درموقع عصبانیت شما چکار میکنید؟بامنی که من چکارمیکنم.من الان ازدست استادنوروسایکولوژی که هنر اودرپیچاندن سوالهابرای نمره کم گرفتن دانشجوها، درسطح گیتی بی همتاست، عصبانی ام وعصبانیتم رابایک تلفن که به مطب اوزدم، خالی کردم، اوتوضیحاتی دادکه قانع نشدم اما "کمی آرام شدم.

Monday، February 25، 2008

هیپو کندریا(Hypochondria)

هيپو کندریا(Hypochondria) مرکب ازدوبخش هیپو به معنای پایین وکندروس مترادف غضروف دنده هاست .این واژه اولین بار بوسیله یونانیان باستان مطرح شد. آنها معتقد بودند برخی علائم بیمارگونه درست اززیر دنده هامنشامیگیرد .همچنین فکر میکردند علائم روحی که غالبا" بادردوناراحتی همراهند نتیجه این بیماری هستندوازآن زمان برای هربیماری ناشناخته یاغیر قابل تشخیص این اصطلاح رابکارمیبردند برهمین اساس درروان پزشکی به شخصی که ازسلامت جسمی برخورداراست ودرعین حال خودرابیمارمیداند هیپوکندریاک یا خودبیمارانگار گفته میشود وتشخیص این حالت زمانی صورت میگیرد که شخص لااقل شش ماه باوجود اطمینان ازسلامت جسم به لحاظ پزشکی خودرامتقاعد میسازد که بیماراست یابترسد که بیمارباشد.
این ترس ازبیماری یاابتلا به علائم آن ،احساس ناخوشایندی است که برروند عادی زندگی تاثیر منفی میگذارد .
همانطور که اشاره شد هیپوکندریاک به کسی گفته میشود که علایمی ازبیماری دارد یا فقط گمان میکند بیماراست .
درواقع تشخیص مثبت ونیزبیمار انگاری درزنان ومردان یکسان است ودرمیان همه گروههای سنی وطبقات اجتماعی ممکن است ظاهر شود .گاهی خود بیمارانگاری میان دانشجویان پزشکی ودانشجویان روان شناسی نیز مشاهده میشود که باعنوان سندرم دانشجویان نامیده میشود وعلت آن آشنایی این افرادباانواع بیماری هاست واینها بامشاهده هرکیس یک نشانه شبیه علایم موجود دچاراضطراب ویاترس شوند .
گاها" ممکن است یک فرد که یکی ازعزیزان خودرابراثر حمله قلبی ازدست داده ، مدتهاهرگونه احساس دردناگهانی درقفسه سینه رابه معنی وقوع یک اتفاق مشابه برای خود تصور کند .به هرحال زمانی که انسان دچاراضطراب روحی است نشانه های جسمانی نیزبروز خواهند کرد .
برخی افراد مدت طولانی تری ازاین تجربه رنج میبرند واغلب اززمان کودکی به آن مبتلا بوده اند .وجود اضطراب ازدوران کودکی ونگرانی آنها ازابتلابه بیماری به عادتی تبدیل میشود که موجب استرس است واین اشخاص بیماری رادستاویزی برایرهایی ازکارهایی که باعث نگرانی شان میشود قرارمیدهند وزمان وهزینه زیادی برای مشورت بامتخصصان پزشکی صرف میکنند.بدنیست به علایم این بیماری نیز اشاره گردد علائمی همچون سردرد،شکم درد ،سرگیجه ،بی اشتهایی وغیره نشانه های این بیماری هستند .
نکته :
این هفته با کتابی بانام مرجع سایتهای اینترنتی" روان شناسی" انتشارات فیض دانش دردانشگاه برخوردکردم که دراین کتاب نام وبلاگ من به عنوان یکی ازمراجع روانشناسی اشاره شده است ،هرچندکه وبلاگم رادراین سطح نمی دانم ولی آمدن نام وبلاگ به عنوان یه مرجع ،انگیزه بیشتری برای نوشتن وکمی هم تخصصی تردرمن بوجود آورده است.

Saturday، December 22، 2007

افسردگی

افسردگی اختلالی است که درآن خلق ونیروی زیستی فرد کاسته شده وانسان به نقطه پریشانی می رسد درچنین شرایطی (خود) ممکن است بی ارزش به نظر برسد وجهان معنای خودراازدست بدهد واحساس بدبختی ،بیچارگی وناامید یدرفرد پدیدارشود .
شخص افسرده ممکن است به طور واقعی یاغیرواقعی (عینی یاذهنی )به فکر همه شکستها وناکامی هایش باشد وآیند درنظر اوتوام بابی پناهی وناامید جلوه کند بدین خاطر معمولا" درفرد افسرده احتمال خودکشی بالاست .افسردگی ممکن واکنشی درمقابل فشارهای روانی همچون ازدست دادن کسی که انسان به او عشق می ورزد ،ازدست دادن تامین وثبات ،طلاق ،شکست درامتحان ویادراثر تهدید ناشی ازیک بیماری مزمن باشد .آن نوع افسردگی که همچون امری غیر معمول ،طولانی وممتد رخ می دهد وعکس العملی شدید درمقابل ازدست دادن فرد مورد علاقه است افسردگی عصبی خوانده می شود. بعضی ازافسردگی ها بدون علت قابل توجهی درزندگی فرد روی میدهند که این نوع افسردگی راافسرده گی روحی می نامندکه دراین نوع افسردگی عوامل ارثی وبیوشیمیایی تاثیر بسزایی دارند ووقایع محیطی ممکن است این نوع عوامل راتسریع کند .همچنین خیالهای باطل همچون احساس ناامیدی ،عذاب ناشی ازگناه ،بی ارزشی وافکارمالیخولیایی درافسردگی روحی متداولند.غلبه احساسهایی چون مقصر شناختن خویش وتنبیه کردن بوجود آورد.
لازم است دراین نوشتاربه بعضی ازعلائم افسردگی اشاره کنم.
کناره گیری : شخصی که افسرده است علاقه نداردفعالیتهایی راانجام دهد که برای اولذت یاخوشحالی ایجاد میکند ،چنین فردی بادیگران هم کمتر رابطه اجتماعی برقرارمیکند .
منفی گرایی: شخصی که افسرده است نظرات متفاوتی راصبورانه گوش میدهد ،ولی ممکن است همه آنهاراقبول نکند .همچنین پیشنهادها،سفارشها ویادستورالعملهایی راکه دیگران مطرح میکنن براحتی نمی پذیرد .
غمگینی:زیاد گریه میکند
عزت نفس پایین:خودراآدم بدی دانستن،احساس گناه کردن یاسرزنش وانتقاد ازخود.
اظهارناامیدی : این بیماران همواره نسبت به همه چیز شک وتردید دارند.وبه آینده هم امیدی ندارندبه همین دلیل ،گاهی صحبت ازخودکشی میکنندویاعملا" دست به خودکشی میزنند.
بی دقتی درهنگام انجام وظایف: کارهای خودرابابی دقتی انجام میدهد.
کاهش انرژی: این بیماران همیشه احساس خستگی وبی حالی میکنند وبه همین علت هیچ انگیزه ای برای کاری ندارند واگر هم کاری راشروع کرده باشند خصوصا" درساعات اولیه صبح نمی توانند آن راتما م کنند.
عدم تمرکز حواس، ناتوانی درتصمیم گیری قاطع،تغییر دروزن ،تغییر درمیزان خواب ،تغییردرفعالیت جنسی ازدیگر نکات مهم درشناسایی افرادافسرده میباشد.

Thursday، November 8، 2007

تخیل

یا تا حالابا خود فکر کردین چراما ازدیدن فیلمهای پلیسی وتخیلی لذت میبریم . شاید شماها پاسخهای متفاوتی برای این سوال داشته باشین .اما آنچه که شما فکر میکنین بنوعی میشه گفت درسته .اما ازلحاظ روان شناسی دراین باره تحقیقاتی صورت گرفته که بصورت خلاصه عرض میکنم .تحقیقات اثبات کرده چون فیلمهای پلیسی نقش تخلیه هیجانی دارن به همین خاطر ماازدیدن اونها لذت میبریم .بدین معنا که چون تنشهای روزمره زندگی تمام ناشدنی است مابا دیدن این فیلمها بصورت ناخوداگاه خودرابجای قهرمان فیلم میگذاریم وچون قهرمان فیلم برمشکلات پیروزمیشه ماهم احساس پیروزی میکنیم وازدیدن این فیلمها لذت میبریم .لازمه عرض کنم که رسانه های گروهی مانند روزنامه وهفته نامه ها که متاسفانه درایران به نشریا ت زرد معروفن با تشریح دزدی ها ، آدم کشی ها ، داستانهای عاشقانه ، زندگی نامه هنرپیشه ها باعث میشن که عقده های درسینه مانده مردم رامطرح ونوعی آرامش روانی به فرد خواننده ببخشه .وبه همین خاطر ماعلاقه مند به این نوع فیلمها ونشریات هستیم .راستی شما علاقه مند به تماشای این نوع فیلمها ونشریات هستین ؟؟؟

خوشبختی

مه ما خودمان را چنين متقاعد ميكنيم كه باازدواج زندگي بهتري خواهيم داشت ،ولي وقتي مي بينيم كه كودكانمان به توجه زياد نيازمندند خسته مي شويم ومي گوييم بهتر است صبر كنيم تا بزرگتر شوند .
فرزندان ما به سن نوجواني ميرسند بازهم كلافه ميشويم چونكه دائم بايد باآنها سروكله بزنيم ،ميگوئيم وقتي بزرگتر شدند مشكلات كمتري خواهند شد.آنهابزرگتر ميشوند وانتظار داريم رفتار آنها عوض شود ولي برخلاف ميل مااين انتظار بيهوده بوده است.
مي گوئيم همسرمان رفتارش عوض خواهد شد ،ماشين مي خريم ،صاحب منزل خواهيم شد، بچه هايمان ازدواج ميكنند،براي رفتن به مرخصي به ليكك خواهيم رفت وپول نفت برسفره هايمان خواهد آمد والخ.
حقيقت اين است كه براي خوشبختي هيچ زماني بهتر ازهمين الان وجود ندارد واگرالان نه پس كي؟ زندگي همواره پرازچالش است بهتر است كه اين واقعيت رابپذيريم وتصميم بگيريم كه باوجود همه اين مسائل شاد وخوشبخت زندگي كنيم خوشبختي همين جاده زندگي پيش روي ماست.

تاثیر خانواده برشخصیت

داشتم به این فکر میکردم چرااطرافیان ما از افرادی کم رو، قدردان، با محبت ، عدالت مدار، ترسو، پرخاشگر و... تشکیل شده ؟وچرا همه خوش اخلاق ،عدالت محور ،خوش مشرب ویاهمه صفات خوب وجامعه پسند درهمه وجود ندارد؟ اینها سوالاتی است که شاید برای همه ماها پیش آمده باشدکه چرافلانی اینگونه است؟ ومن اگرآدم واقع بینی باشم اینگونه نیستم .برای پاسخ به این سوالات ازمبحث تاثیر خانواده ام درکودکی به آن نگاه میکنم.

اگر خانواده ام مرتب به من انتقاد نمی کردند ،اینقدر غر نمی زدم وبه همه کس وهمه چیز اعتراض نمی کردم.

اگر اینقدر با ترس زندگی نمی کردم حالاترسیدن رایاد نمی گرفتم که اینقدر بترسم تادیگران مرا بعنوان یه آدم ترسو بشناسند.

اگراینقدر منو مسخره نمیکردن حالا اینقدر کمرو نبودواگر....

اما شما دوست خوب که با محبتید ،به زندگی امیدوارید ، قدردانید ودرزندگی تان هدف دارید وحتی کانکت شما به اینترنت باهدف است ،به این موضوع بر میگرددکه باپذیرش خانواده رشد کردین، با تشویق به موقع والدین روبروبودین وخانواده شمابا علم به تربیت کودک شما رابزرگ کرده اند